loading...

کتابخانه یاس 📚

بازدید : 130
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 11:24

قبل از این که به فرودگاه مهرآباد برسی مادرت تلفن کرده و گفته بود برای کبوترهای بقیع گندم بگیری. بسته‌‌‌ای گندم از پسرک دست فروشی که در میان مردم می‌چرخد، می‌خری. دم در می‌ایستی تا گندم را به کسی بدهی. ناگهان مردی را که چمدانش در فرودگاه گم شده بود، می‌بینی. به هوای تشییع جنازه‌‌‌ای که آورده اند خودش را تا جلوی در بقیع جلو می‌کشد. پلاستیک گندم را به سرعت به دستش می‌دهی. زرنگ تر از آنی است که فکرش را می‌کردی، متوجه منظورت شده و سریع خودش را به داخل کشانده است. دو قدمی‌پشت سر جنازه راه می‌رود و بعد پلاستیک گندم را سوراخ می‌کند و تا شُرطه‌ها بفهمند پرت می‌کند طرف قبرهای ائمۀ بقیع. کبوترها که به طرف گندم‌ها پر می‌کشند، انگار می‌کنی که مادرت هم به آرزویش رسیده است.

+ ماهی‌ها پرواز می‌کنند - مریم بصیری

سریال دل قسمت ۲۴
بازدید : 133
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 11:24

کبوترها نذری خوارند و گندم‌ها نذر شادی دل‌ها. مشت مشت گندم است و پَر پرنده‌ها و خاک بی خار و بقیع بی بقعه.

+ ماهی‌ها پرواز می‌کنند - مریم بصیری

سریال دل قسمت ۲۴
برچسب ها
بازدید : 131
جمعه 8 خرداد 1399 زمان : 11:24

ننه ترلان از جایش بلند می‌شود و کمی‌بعد صدایش هم بلند می‌شود. «خب بذار جارو کنم! چی ازت کم می‌یاد؟»

تا صدای زنی عرب همراه با صدای پیرزن در سرت بپیچد، نمی‌فهمی‌چطور نمازت را تمام کنی. سر که می‌چرخانی یکی از زنان نظافت چی را می‌بینی که با جاروی دسته بلندش از ننه ترلان دور می‌شود و او دوباره بغض کرده است. زنی جنوبی با لهجۀ عربی می‌گوید به مادرت حالی کنی نمی‌تواند آن جا را جارو بزند. «شب و روز، تو خواب و بیداری هی به خودم گفتم می‌یام این جا اِل می‌کنم، بِل می‌کنم؛ اینا که نمی‌ذارن دست به چیزی بزنم.»

«آخه شما مگه جاروکشین؟ چکارشون دارین؟»

«پس چی که جاروکشم. من جاروکش مسجد و امام زادۀ برگ جهانم. پیشنماز می‌گفت جارو کشیدن مسجد خیلی ثواب داره، حالا مسجد پیغمبرم هم صد برابر بیش تر. نذر کردم پام که به این جا رسید از اول تا آخر حرم رو جارو بزنم. حالا چطور نذرمو ادا کنم؟»

بعد سعی می‌کند آشغالی چیزی از زمین پیدا کند و با گُل‌های چادرش زمین و ستونی را که به آن تکیه داده است، پاک کند. نمی‌دانی چرا آن قدر دنیای شما با هم فرق دارد. چرا کارهایی که او می‌کند و حرف‌هایی که می‌زند این همه برایت عجیب است، همان طور که لابد کارهای تو برای او غریب است.

+ ماهی‌ها پرواز می‌کنند - مریم بصیری

سریال دل قسمت ۲۴
برچسب ها
بازدید : 109
پنجشنبه 27 فروردين 1399 زمان : 2:42

چنانچه سلامتی و زندگی پاکیزه و راحتِ بدن و دنیای انسان در گرو این است که به قوانین و دستوراتی که در بهداشت و درمان است عمل کند و سه راه بیشتر ندارد یا طبیب و عالم به این مقررات باشد یا از دستورات پزشک پیروی کند یا احتیاط نماید، سلامتی دین و روح و آخرت انسان نیز در گرو این است که از قوانین و مقررات دین و دستورات الهی پیروی کند پس یا باید عالم به قوانین الهی باشد یا اگر جاهل است از علماء پیروی کند یا راه احتیاط را در پیش گیرد. پس کسی که عالم نیست و احتیاط هم نمی‌کند به حکم عقل و فطرت، راهی جز تقلید و پیروی از دستورات علما ندارد. و اگر علما با هم اختلاف نظر دارند چنانچه در هنگام اختلاف نظر پزشکان به عالم ترین آنها رجوع می‌کند در دین نیز باید به عالم ترین آنان مراجعه نماید. لزوم پیروی جاهل از عالم یک امر فطری است و در سرشت هر انسان نهاده است. چه اینکه در همه چیز جاهل باشد یا اینکه در رشته خاصی بدون علم و اطلاع باشد مثل اینکه پزشک قلب نسبت به امور چشم تخصص و اطلاع ندارد و باید در این امر به چشم پزشک مراجعه و به دستور او عمل کند. بنابراین پیروی از علما دین مختص به بی سوادها نیست بلکه جامعه شناس، روان شناس، پزشک، مهندس و همه اینها چون در امور دین و احکام الهی سررشته ندارند گریزی جز رجوع به علمای دین و تقلید از آنها ندارند. پس مقلِّد به حکم عقل و فطرت خود علم دارد که باید از مجتهد و عالم دین در احکام الهی پیروی کند و تقلید او از روی علم و معرفت است.

+ احکام بانوان (مطابق با فتاوی حضرت آیت الله العظمی‌وحید خراسانی)

(معرفیِ این کتاب، صرفا آشنایی با عنوانِ کتاب است، که مطالبِ مناسبی راجع به احکام بانوان، ساده و به صورت سؤال و جواب گردآوری شده است. همچنین با مراجعه به سایت، میتوانید سوالاتِ خود را در قسمت "ارسال استفتاء" بفرستید و پاسخ دریافت کنید!)

سایت رسمی‌دفتر آیت الله العظمی‌وحید خراسانی

نقد فیلم 1917 – شاعری در خرابه‌ای به نام جنگ
بازدید : 103
پنجشنبه 27 فروردين 1399 زمان : 2:42

زندگی انسان منحصر به عالم دنیا نیست بلکه از عالم صلب پدر به عالم رحم مادر و از آنجا به دنیا و از دنیا به عالم برزخ و پس از آن به حیات جاودانی آخرت سفر می‌کند. از این رو برنامه‌های دین باید طوری باشد که در تمام این مراحل، نیازها و احتیاجات او را در نظر بگیرد و تأمین نماید. و کسی می‌تواند این برنامه را طراحی و اجرا کند که احاطه کامل به تمام این عالَم‌ها داشته باشد و بتواند قانونی جعل نماید که در تمام این مراحل کارساز باشد. بنابراین انسان با این علم محدود که حتی نیازهای زندگی خود در چند روز آینده اش را نمی‌داند چگونه می‌تواند حکمت و اسرار احکام الهی را درک نماید؟! این است که یک مؤمن واقعی سربسته می‌داند که خداوندی که علم بی نهایت و حکمت بی پایان و قدرت بی انتهاست در هر قانون و حکمی‌که قرار داده است حکمت‌های بسیار دنیوی و برزخی و آخرتی می‌باشد و ندانستن و نفهمیدن ما نسبت به حکمت احکام الهی، دلیل بر بی حکمت بودن آن نمی‌شود. و فلسفه‌هایی که بشر برای احکام الهی می‌بافد نمی‌تواند صحیح یا بیانگر کامل حکمت‌های نهفته در دستورات الهی باشد. و چنانچه طفل در رحم مادر حکمت داشتن دست و پا و چشم و... را نمی‌فهمد و وقتی به دنیا می‌آید فوائد آن تا حدودی برایش روشن می‌شود حکمت احکام الهی نیز در دنیا برای ما مجهول است لذا پس از شناخت خداوند عالمیان به صفات حمیده و کمالیه اش و شناخت انبیاء و اولیاء الهی به عصمت و پاکی و صداقت، دیگر سرسپردن به دستورات آنان و اطاعت مطلق از آنان، وظیفه عقلی و فطری هر انسان است.

+ احکام بانوان (مطابق با فتاوی حضرت آیت الله العظمی‌وحید خراسانی)

(معرفیِ این کتاب، صرفا آشنایی با عنوانِ کتاب است، که مطالبِ مناسبی راجع به احکام بانوان، ساده و به صورت سؤال و جواب گردآوری شده است. همچنین با مراجعه به سایت، میتوانید سوالاتِ خود را در قسمت "ارسال استفتاء" بفرستید و پاسخ دریافت کنید!)

سایت رسمی‌دفتر آیت الله العظمی‌وحید خراسانی

نقد فیلم 1917 – شاعری در خرابه‌ای به نام جنگ
بازدید : 100
پنجشنبه 27 فروردين 1399 زمان : 2:42

عنوان می‌گوید: «گفتم‌‌‌ای اباعبدالله! مرا توصیه و سفارش فرما.»

فرمود: «تو را به نُه چیز وصیت می‌کنم و آن سفارش من است برای آنان که می‌خواهند راهی به سوی خدا بیابند و از خداوند می‌خواهم که تو را برای عمل به آن موفّق بدارد. سه وصیت در ریاضت و سختی دادن به نفس و سه وصیت در حلم و بردباری و سه وصیت در مورد علم.

اما آنچه در ریاضت است اینکه: بپرهیز از اینکه آنچه را اشتها نداری بخوری که حماقت و ابلهی را به ارث می‌گذارد و جز هنگام گرسنگی مخور. و چون خوردی حلال بخور و نام خدا را ببر و حدیث پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» را بیاد آورد که فرمودند: «آدمی‌ظرفی را بدتر از شکم خود پُر نکرده است پس اگر چاره‌‌‌ای از پر کردن آن نبود یک سوم آن را برای خوردن و یک سوم آن را برای نوشیدن و یک سوم دیگر برای نفس کشیدن باشد.»

اما وصیت‌هایی که در مورد بردباری است: کسی که به تو گفت: اگر یکی بگویی ده تا می‌شنوی تو بگو: اگر ده تا بگویی یکی هم نمی‌شنوی و کسی که به تو ناسزا گوید به او بگو: اگر آنچه می‌گویی راست است از خداوند می‌خواهم مرا بیامرزد و اگر دروغ می‌گویی از خداوند می‌خواهم تو را بیامرزد. و کسی که به تو وعده فحش می‌دهد (مثلاً می‌گوید تو را در فلان وقت فحش خواهم داد و رسوا خواهم کرد و...) تو به او وعده خیرخواهی و نصیحت بده (مثلاً به او بگو: من به خیر تو خواهم گفت و برای تو خوب خواهم خواست).

اما آن وصیت‌ها که در مورد علم است: آنچه نمی‌دانی از دانایان بپرس و بپرهیز از اینکه از آن‌ها به راه تعنّت و تجربه بپرسی (یعنی مپرس که آنها را امتحان کنی و در جواب خجل سازی) و بپرهیز از اینکه در آنچه نمی‌دانی به رأی و گمان خود عمل کنی و تا آنجا که می‌شود به احتیاط عمل کن و از فتوی و نظر دادن بگریز آن چنان که از شیر می‌گریزی و گردنت را پُل قرار مده که مردم از آن بگذرند...»

+ احکام بانوان (مطابق با فتاوی حضرت آیت الله العظمی‌وحید خراسانی)

(معرفیِ این کتاب، صرفا آشنایی با عنوانِ کتاب است، که مطالبِ مناسبی راجع به احکام بانوان، ساده و به صورت سؤال و جواب گردآوری شده است. همچنین با مراجعه به سایت، میتوانید سوالاتِ خود را در قسمت "ارسال استفتاء" بفرستید و پاسخ دریافت کنید!)

سایت رسمی‌دفتر آیت الله العظمی‌وحید خراسانی

نقد فیلم 1917 – شاعری در خرابه‌ای به نام جنگ
بازدید : 202
جمعه 22 اسفند 1398 زمان : 12:22

ابوطالب وانمی‌دارد به فرزندانش سخت بگذرد. او پدری دانا و مهربان است. او برخلاف مردان عرب دخترش را گرامی‌می‌دارد. همچون پدر من که من را بسیار دوست داشت و عزیزم می‌داشت. او همیشه قیس بن عاصم و نعمان بن منذر را لعن می‌کرد؛ چون زنده به گور کردن دختران اولین بار سنت آنان بود. اگر نعمان بن منذر به بنی تمیم حمله نمی‌کرد و اموال شان را غارت نمی‌کرد و زنانشان را به اسارت نمی‌برد میان قیس بن عاصم و دخترش نیز، چنین ماجرایی رخ نمی‌داد تا پدر برآشوبد و فرمان زنده به گور کردن دختران را بدهد. پس از حملۀ نعمان به بنی تمیم، بزرگان بنی تمیم نزد نعمان رفته، تسلیم شده و خواسته بودند که زنان را آزاد کنند. نعمان پذیرفته بود؛ اما بعضی از زنان که به همسری برخی از مردان درآمده بودند ماندن در خانۀ همسر را به همراهی پدران و برادرانشان ترجیح دادند و همراه پدرانشان نشدند. دختر قیس بن عاصم نیز یکی از آنان بود که به نزد پدر بازنگشت. قیس نیز برآشفت و با خود پیمان بست پس از آن هر دختر که از وی چشم به جهان بگشاید زنده در گور کند. بسیاری از قبایل جاهل نیز از او پیروی کردند. اما بنی‌هاشم هرگز تن به این خفت نداد و نمی‌دهد. آنان دخترانشان را گرامی‌می‌دارند. همچون پدر من و همچون ابوطالب.

+ طلوع روز چهارم - فاطمه سلیمانی ازندریانی

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست
بازدید : 168
جمعه 22 اسفند 1398 زمان : 12:22

سر به سوی آسمان بلند می‌کنم: «همانا خداوند هر که را بخواهد بی حساب روزی می‌دهد.»

«این چنین است که می‌گویی. خداوند بی حساب روزی می‌دهد، اما ما بندگان ذکر و تسبیح خود را حساب کرده و شمارۀ آن را نگاه می‌داریم به این خیال که تسبیح ما بیش از الطاف پروردگار است.»

+ طلوع روز چهارم - فاطمه سلیمانی ازندریانی

سنت زنده به گوری دختران
بازدید : 97
جمعه 22 اسفند 1398 زمان : 12:22

از لحظه‌‌‌ای که پا درون بیت گذاشته ام خورشید یک بار به دور زمین چرخیده و به جای پیشینش بازگشته. یک روز و شب کامل درون بیت بودم و نمی‌دانم که این میهمانی تا چه زمانی ادامه خواهد داشت. پیش از من کسان دیگری نیز پا درون این خانه گذاشته اند. کلیدداران بیت به قصد غبارروبی و رسیدگی به خدایان سنگی، پیکره تراشانی که خود باید حاصل دسترنج شان را درون بیت سکنی می‌دادند، بزرگان قبایل و آنان که به دعوت و اجازۀ کلیدداران کعبه پا درون این مکان مقدس گذارده اند. اما ما، من و فرزندم، اولین کسانی هستیم که به فرمان پروردگار و دعوت‌هاتفی از جانب او پا درون خانه گذاشتیم. آن هم نه از دری که کلیدش در دست عبدالدار است و نه با گشودن قفل. بلکه از دری مخصوص. دری که برای ما گشوده شد. برای من و فرزندم.

+ طلوع روز چهارم - فاطمه سلیمانی ازندریانی

روزی دهندۀ بی حساب
بازدید : 144
جمعه 15 اسفند 1398 زمان : 18:51

صدایم همچون ناله‌‌‌ای دردناک در گوش خودم می‌پیچید: «ای کاش کسی بود و دهان این یاوه گویان را می‌بست.»

مریم دستش را که همچون گلبرگ گل لطیف است بر سرم می‌کشد و آهسته در گوشم نجوا می‌کند: «تا بوده همین بوده و تا هست، همین است. دهان یاوه گویان را نمی‌شود بست.»

چشم بر هم می‌گذارم: «اگر کسی تدبیری بیندیشد می‌شود.»

با سرِ انگشت موهایم را از صورتم کنار می‌زند: «تدبیر، کارسازِ مردمان داناست. غالب اوقات برای جاهلان تدبیر نیز چاره ساز نیست. اگر با تدبیری دهانشان بسته می‌شد مشاهدۀ چنین معجزه‌‌‌ای به یقین کارساز بود؛ اما گاهی معجزه هم در آنان اثری ندارد. من نیز زمانی چنین آرزویی در دل داشتم. که‌‌‌ای کاش کسی باشد و دهان این یاوه گویان را ببندد، آن هنگام که به قدس بازمی‌گشتم. با کودکی در آغوش.»

+ طلوع روز چهارم - فاطمه سلیمانی ازندریانی

بیشترین ذخایر الماس جهان

تعداد صفحات : 2

آمار سایت
  • کل مطالب : 24
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 14
  • بازدید کننده امروز : 15
  • باردید دیروز : 2
  • بازدید کننده دیروز : 3
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 44
  • بازدید ماه : 160
  • بازدید سال : 1146
  • بازدید کلی : 3330
  • کدهای اختصاصی